اردیبهشت نو

گوزنی هستم
که شاخ‌هایش را به او بر‌گردانده‌اند
من
دست‌هایم را دوست دارم
حتی اگر بسته باشند

.

.

.

این را سال ۹۴ همین روزها نوشته بودم. جهان شگفت‌انگیز است. کلمات می‌روند و برمی‌گردند. هر بار شکلی نو در چشم‌هایم نگاه می‌کنند. عجیب و غریب؛ عجیب و غریب است این زندگی و کلمات آن.

دیدگاه ها . «اردیبهشت نو»

  1. سلام و درود
    “نظارهٔ چمن اردیبهشت خوش باشد” (سعدی)
    اردیبهشت نو
    خود به تنهایی حرف و حال و حدیثی است مفصل!
    چه برسد به دستهای بسته و رفت و آمد کلمات در جهان غریب زندگی
    ممنونم از حس خوبی که توی همه ی نوشته هاتون هست

    1. سلام فاطمه جان،
      خوشحال شدم یادداشتت را خواندم. دوست دارم این‌جا بنویسم. آن فضاها یک آشوبی دارد که کلافه‌ام می‌کند. یا من خوب بلد نیستم رابطه برقرار کنم. واقعا نگرانی و اضطراب به من می‌دهند.
      خوب و خوش باشی.
      سارا

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *