که

یک تحقیق می‌گوید
رفتارهای پرخطر
نشانه‌ی افسردگی‌ست
نشانه‌ی خودکشی
من گاهی رفتارهای پرخطر دارم
آن‌قدر که زبانم بند می‌آید
بی‌آن‌که بخواهم خود را بکشم
یک شب
مرد بیگانه‌ای
از من پرسید
چگونه می‌توانم تحمل کنم
چگونه من…
یادم نمی‌آید ادامه‌ی سوالش را
هراسان رفت
در تقویم آن روز نوشتم
ساعت سه‌ی صبح است
وقتی که من
برهنه در برابر خود
می‌ایستم
دیگر هیچ‌کس هیچ خطری برای من ندارد
پس از دو سه خط فاصله باز نوشتم
گاهی به نظرم می‌رسد
که لبخند هم زده‌ام
که
لبخند هم زده‌ام

دیدگاه ها . «که»

  1. «…وقتی که من
    برهنه در برابر خود
    می‌ایستم
    دیگر هیچ‌کس هیچ خطری برای من ندارد…» فوقآلعاده است سارا جان.
    «…اگر آدم راست خودش را بگیرد و برود، نمی‌تواند زیاد دور برود…» شازده کوچولو
    باش و بنویس سارای مهربان.
    با دوستی،
    ماندانا
    …………
    سلام ماندانا جان
    گاهی فکر می‌کنم این‌ها را برای چه می‌نویسم
    نمی‌دانم
    شاید نوشتن برای نوشتن
    اما خوش‌حالم که می‌خوانی و برایم می‌نویسی
    با مهر بسیار
    سارا

  2. شاهکار است این.
    به راستی که چون شعرِ «صبح»ِ بامداد، باز خوانی و تاویلی می‌طلبد منطبق با زمانه‌ی ما که وصفِ جامعه‌شناسانه‌یِ دقیقی است این شعر با مایه‌های فمینیستی که پیشتر شاید تنها فروغ توان