دیدگاه ها . «سمت چپ»

  1. :)
    نمی‌دانم چرا یاد این افتادم:
    آلیس از گربه پرسید: از کدوم ور برم؟
    گربه پرسید: کجا می‌خوای بری؟
    – نمی‌دونم
    – پس فرقی نمی‌کنه، از هر وری بری درسته
    کم‌پیدا بودید؟ به یادتان هستیم
    ……………………
    خیلی مهربان هستید
    سپاس سارا

  2. قشنگ بود مثل بیشتر کارهایتان
    در خواستی داشتم برای اینکه نوشته هایم را در http://yekyad.blogspot.com/ بخوانید و دوست دارم اگر وقت کردید نظر شما را بدانم حتی در حد یک کامنت و یا نوشته!
    قدر دان توجه شما چه بیایید چه نیایید
    …………………..
    گفتم
    برای من سخت است
    هیچ مهارتی ندارم
    سپاس سارا

  3. سلام. نکته ای که توو شعر های شما مشهوده موجز بودن اونهاست. من کتاب برای سنگهارو رو خوندم ولی برای من بیش از حد لطیف بود با این حال بعضی از شعراش چنان من رو تکون داد که مجبور شدم به دوستان دیگرم هم معرفیش کنم. در آخر
    اگر براتون مقدور بود به من هم سر بزنید فقط میخوام ببینم واکنش شما به شعر هایی با چند اپیزود چیه. در واقع یه دقدغه ادبیه .ممنون میشم اگه این لطف رو در حق من بکنید..
    ……………………..
    سپاس گزارم کتاب را خواندید
    من می نویسم مهارت نقد ندارنم
    تمایل هم ندارم
    دنیای من را به هم می ریزد
    باز هم سپاس
    سارا

  4. خواهرزاده من که خیلی مرا دوست می دارد یه روز اومده بود خونه مون و من هی خوابم میومد و اونم هی میامد ببینه بیدار شدم یا نه… برقم رفته بود… آخرش خسته شد – شش سالشه – وقت ناهار اومد بالای سرم ایستاد و گفت: برق اومد، آب اومد، تو نیومدی.
    ………………………….
    خوب بود
    خوب
    سپاس
    سارا

  5. یاد روز هایی به خیر که برای اولین بار
    پاگردت را کشف کردم.
    مثل اولین نسیم
    ……..
    در پناه حق استوار و پربارت می خواهم
    ………………….
    یاد کامنت های قدیم هم بخیر دوست خوب
    سپاس
    سارا

  6. سلام دوست عزیز[گل]
    اول باید به خاطر مطالب مفید وبلاگتون تشکر کنم.[لبخند]
    اگه افتخار دادید به وبلاگ ما هم سر بزنید
    و اگه قابل دونستید وبلاگ ما رو هم لینک کنید.[قلب]
    راستی نرم افزار هم هست که به دردتون میخوره♥♥♥♥♥♥♥♥♥[گل]

پاسخ دادن به نیما لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *