من و تو

shamdani870608.gif
بیچاره شمعدانی
این روزها که ناخوشم
دو سه برگش خشک شده
چه می‌شود کرد
لیوان آب ما یکی ست
چهارم خرداد هشتاد و هفت

دیدگاه ها . «من و تو»

  1. شمعدانی برای من یادگار کودکیهاست
    یادگار آن روزها که مادر بزرگ برگ شمعدانی توی قندان میگذاشت و همه فضای خانه بوی شمعدانی میداد

    من به وبلاگت لینک دادم … اگر دوست داشتی تو هم لینک بده

  2. ادیبانه حرف نمی زنم
    ولی…
    این مصرع آخر
    یک دنیا حرف است.
    ذهن زیبایی داری،
    یعنی باید اینطور باشد وگرنه نمی شود!
    آرزوی شادکامی.
    …………………………….
    گاهی خودم دوباره با نگاه مخاطبان که نگاه می کنم شعر تغییر می کند
    با یک کلمه، یا یک توجه
    سپاس گزارم
    سارا


  3. نمی دانم در پاییز برایت آرزوی بهار کنم؟…می اندیشم رویایی محال است …شاید بهتر است آرزویی نکنم … دست کم هنوز چند برگ سبزی مانده … بیشتر نگران روزهایمان هستم…مبادا زرد بشوند…بگذریم …زرد و نارنجی هم رنگی است …

  4. مطمئن باش دیگر این لاک پشت پر/واز نمی کند
    برگشته ام
    به همین سادگی و غمگینی با:
    آخرین برگ سفرنامه ی باران
    وودی آلن، ریچارد براتیگان، بهومیل هرابال، شمس تبریزی!!
    یک ترانه جدید
    دو رباعی
    یک غزل-مثنوی
    خبرهای جدید از کارگاه شعر تهران
    توضیحاتی درباره داوری کنگره شعر یزد
    لینک اشعار، داستان ها و مقاله های: (به ترتیب الفبا)
    فاطمه اختصاری، لیلا اکرمی، آناهیتا اوستایی، زهره جعفرزاده
    نوشین جلیلوند، محمد حسینی مقدم، الهام حیدری، مونا زنده دل
    مریم سعیدی، سید حمید سهرابی، محسن عاصی، کیارش کاویانی
    زهرا گریزپا، زهرا معتمدی، حمید ملک زاده، شهرام میرزایی
    الهام میزبان، وحید نجفی و…
    در سایت آدم برفی ها و عروض
    خبر چندین جشنواره ی تر و تازه شعر و فیلم و…
    ماجرای کتاب شعر جریان کرج!
    و آخرین خبرها از فصلنامه «همین فردا بود»
    این همه ماه نبودنم را انتظار کشیدید
    حال من با خستگی سفر منتظرم…

  5. از غار تاریک و نمناکم .. غبار آلوده بیرون آمدم .. نمی دانم چند سال گذشته .. ۲ سال .. ۳ سال .. سراغ قدیمیها رفتم .. خیلیها دیگر نبودند .. و به اینجا رسیدم .. بعد از ۲ سال .. ۳ سال .. و سارا هنوز هست .. اینجا هنوز پا بر جاست .. و شاید حالا بداند که دنیا با بودن او هنوز جای دلپذیر تری است .. خندیدم .. و دوباره به غار تاریک و نمناکم بازگشتم .. تا بعدها
    ………………………..
    سلام قدیمی !
    سلام
    سلام
    تا بعدها
    سارا

  6. باز پاییز است باز این دل از غمی دیرینه لبریز است.
    باز می لرزد به خود سر شاخه های بید سرگردان
    باز می ریزد بر چهره ام باران
    باز این دنیا غم انگیز است.
    در انتظار نوشته یا شعری دلنشین از طرف شما هستم.
    می دونم وقتتون کمه ولی به من هم سر بزنی ممنون می شم.

  7. هرروزاز صبح تا ظهر که توی مدرسم انتظار میکشم که هرچی زود تر زنگ و بزننو بیام خونه و روی تختم دراز بکشم و این اهنگ زیباروبارهاو بارها گوش کنم
    شعر هاتونو بارها و بارها بخونم و این یعنی عشق
    …………………………
    سلام !
    بارها و بارها
    سپاس

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *